وظایف و اختیارات بازپرس (89-122)
2654
نظریه شماره 1609/ 93/ 7- 8/ 7/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
منظور از «دادرس دادگاه» در تبصره ماده 92 و ماده 189 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 اعم از دادرس علیالبدل و رئیس شعبه دادگاه عمومی است؛ زیرا در قانون مذکور، در مواد مختلف میان «دادرس» و «دادرس علیالبدل» تفاوت قائل شده است، آن چنان که در ماده 421 قانون فوقالذکر که در مقام بیان موارد رد دادرس است، دادرس شامل رئیس دادگاه نیز میباشد. ضمناً در صورت نبودن دادرس علیالبدل یا رئیس دادگاه عمومی جزائی، ارجاع موضوع با تعیین رئیس حوزه قضائی، به رئیس دادگاه عمومی حقوقی نیز بلامانع است.
از نظریه شماره 2197/ 93/ 7- 16/ 9/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
مورد اعمال تبصره ذیل ماده 92 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 مبنی بر اعمال وظایف بازپرس توسط دادرس دادگاه، اعم از این است که دادسرای ذیربط فاقد بازپرس باشد و یا به دلایلی نظیر عدم حضور یا معذور بودن وی از انجام وظیفه و نظائر آن، امکان انجام تحقیقات مقدماتی توسط بازپرس مربوطه وجود نداشته باشد.
2655
نظریه شماره 2646/ 93/ 7- 28/ 10/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
با وصول شکایت به دادسرا و ارجاع آن از سوی دادستان یا جانشین وی، دادیار یا بازپرس باید دستور ثبت شکایت را بدهد و در آمار شعبه محسوب گردد و هرگونه دستور در جهت تکمیل تحقیقات باید به طور جداگانه به مرجع انتظامی اعلام شود و درصورت لزوم ارسال پرونده جهت انجام تحقیقات، بدل آن باید تهیه و ارسال گردد و اصل پرونده در شعبه محفوظ بماند.
2656
از نظریه شماره 945/ 94/ 7- 15/ 4/ 1394 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
مستفاد از عبارات «پس از انجام تحقیقات» در ماده 340 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و «صدور قرار رسیدگی» در ماده 384 این قانون و نیز لحاظ تبصره یک ماده 285 و تبصره 5 ماده 81 قانون فوقالذکر این است که در مواردی که پرونده امر مستقیماً در دادگاه (اعم از دادگاه کیفری یک یا دو و یا دادگاه اطفال و نوجوانان) مطرح میگردد و در واقع انجام تحقیقات مقدماتی نیز وظیفه دادگاه است، مقررات مذکور در مواد 100 و 191 قانون مورد بحث در دادگاهها نیز در مرحله تحقیقات مقدماتی میباید مورد رعایت قرار گیرد.
2657
نظریه شماره 2462/ 93/ 7- 9/ 10/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
1- با توجه به ذیل ماده 341 و نیز ماده 102 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392، انجام تحقیقات مقدماتی در مواردی که پرونده مستقیماً در دادگاه مطرح میشود، توسط دادگاه مطابق مقررات مربوطه صورت میگیرد. بنابراین قضات دادگاهها که وظیفه تحقیقات مقدماتی در جرایم مذکور را به عهده دارند، درجرایمی که در مرئی و منظرعموم واقع میشوند، همان اختیارات مقامات دادسرا را دارا میباشد.
2- با اتخاذ ملاک از ماده 78 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 و ضرورت انجام اقدامات فوری درخصوص جرایم موضوع ماده 102 قانون فوقالذکر، درصورتی که در مرئی و منظرعموم واقع شوند، قضات دادسرا اقدامات لازم را برای جلوگیری از امحاء آثار جرم و مخفی شدن متهم انجام و مراتب را به دادگاه صالح اعلام مینماید.
از نظریه شماره 484/ 94/ 7- 27/ 2/ 1394 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
با توجه به این که دایر کردن مرکز فساد و فحشاء موضوع ماده 639 قانون مجازات اسلامی 1375، متفاوت از جرائم منافی عفت مذکور در تبصره ماده 43 قانون آئین دادرسی کیفری 1378 است (ماده 102 قانون دادرسی کیفری 1392)، هرچند ممکن است دائر کردن مرکز فساد و فحشاء منجر به جرائم منافی عفت نیز گردد، معالوصف با اعلام وقوع بزه مورد بحث (دایر کردن مرکز فساد و فحشاء) و متکی بودن این اعلام و اخبار به اطلاعات قابل وثوق، لازم است دستورات مقتضی در زمینه کشف قضیه، صادر و بر اساس آن، اقدامات بعدی جهت تعقیب انجام شود.
2658
نظریه شماره 1299/ 93/ 7- 5/ 6/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
منظور از تقاضای قانونی دادستان مذکور در ماده 105 قانون آیین دادرسی کیفری 1392، تقاضای انجام اقداماتی است که قانوناً از اختیارات یا وظایف دادستان است و این عبارت در مقابل تقاضای شخصی و خصوصی است.
2659
از نظریه شماره 2844/ 93/ 7- 15/ 11/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
اولاً: نظر به اینکه قرار عدم صلاحیت بازپرس باید به موافقت دادستان برسد وثانیا: به وصفی که در متن ماده 117 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 قید شده، در صورت اعتراض باید در دادگاه کیفری حوزهای که بازپرس درآنجا انجام وظیفه میکند، مطرح گردد، چنین استنباط میگردد که موعد چهل و هشت ساعت، پس از طی مراحل فوق میباشد. بنابراین، پرونده پس از انجام امور قانونی نباید بیش از 48 ساعت نزد بازپرس باشد و وصول به مقصد، بستگی به مسافت و وسیله نقلیهای که متهم با آن اعزام میشود، دارد.
2660
نظریه شماره 958/ 93/ 7- 23/ 4/ 93 اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
با توجه به وضوح و صراحت ماده 122 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 قانونگذار مبنای ضرورت مباشرت بازپرس در انجام تحقیقات در خارج از حوزه قضایی محل خدمت خود را صرفاً تشخیص بازپرس و متعاقباً موافقت دادستان محل خدمت قرار داده که در این شرایط بازپرس پس از احراز ضرورت باید مراتب را به دادستان محل خدمت خود به صورت مستدل اعلام و پس از کسب نظر موافق وی اقدام نماید و در این فرض دادستان اخیر الذکر دارای کلیه اختیارات قانونی دادستان محل خدمت بازپرسی که وی تحت نظارت او انجام وظیفه مینماید در محدوده مأموریت محوله در حوزه قضایی مربوط به دادستان اخیرالذکر میباشد و وی میتواند به استناد ماده 105 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 در جریان تحقیقات بازپرس مذکور در فرض سؤال تقاضای قانونی خود را مطرح و بازپرس یاد شده در حدود قانون مکلف به انجام آنها میباشد.
