کشف حقیقی
عناصرکشف حقیقی عبارت است از:
الف- عمل حقوقی مؤخر ازعمل حقوقی دیگر (که این را عمل حقوقی اصلی باید دانست) واقع شود که بنحوی از انحاء بعمل حقوقی مقدم مرتبط باشد ومکمل آن گردد مانند اجازه عقد مکره بعد از زوال اکراه. اجازه یک عمل حقوقی است که مرتبط است به عقد مکره که قبلا واقع شده است و اجازه آنرا تکمیل میکند.
ب- درعبارت اجازه نحوه مؤثر گردانیدن عقد مکره بیان نشده است یعنی اجازه کننده تصریح نمی کند که عقد مکره از حین عقد مؤثر باشد یا از حین اجازه (نتیجه این اختلاف درمورد منافع موضوع معامله روشن میشود اگر اجازه ازحین اجازه مؤثر باشد منافع قبلی متعلق به ناقل ملک است واگراز حین عقد مؤثرباشد منافع آن متعلق به منتقل الیه است).
ج- اگر بحکم قانون و یا بحسب استنباط دادرس دادگاه عبارت اجازه اینطور تفسیر شود که عقد مکره ازحین عقد مؤثر است می گویند اجازه کاشف است به کشف حقیقی. معنی مؤثر بودن عقد مکره از حین عقد این است که عین مال موضوع عقد مکره و منافع آن از حین عقد منتقل بطرف شده است. در شرائط بالا اگرحکم قانون یا استنباط دادرس دادگاه این باشد که مال موضوع عقد مکره ازحین اجازه منتقل میشود ولی منافع آن ازحین عقد مکره منتقل میشود این را فقهاء کشف حکمی نامیده اند. انتقاد – کشف حکمی از اغلاط است و پیدایش این نظریه بر اساس فرق بین قصد انشاء ورضا است که این فرق دلیلی ندارد ( رک. رضا )پس بعد از اجازه مکره موضوع معامله و منافع ازحین عقد منتقل میشود.
