فسخ Resolution
( مدنی- فقه )ایقاعی است از ایقاعات که دارای خصوصیات ذیل است:
الف- اثر عقد معین یا ایقاع معین را از بین برده و بحالت زمان حدوث عقد یا ایقاع( درحدود امکان و قدرت )بر میگرد اند این اختلاف هست که فسخ از حین وقوع عقد مؤثر است (درعقود وبتبع در ایقاعات نیز) یا ازحین فسخ. ثمره اختلاف درنمائات حادث بین عقد وایقاع وزمان فسخ ظاهر میشود. نظر راجح این است که سخ از حین فسخ مؤثراست.
ب- فسخ اختصاص بعقود ندارد بهمین جهت فقهاء رجوع درعده را فسخ طلاق نامیده اند و طلاق از ایقاعات است.
ج- طلاق و بذل مدت را با وجود شباهت یه فسخ ازتحت ماهیت فسخ خارج کرده اند بهمین جهت دربات طلاق بین فسخ و طلاق و بذل مدت فرق نهاده اند (ماده 1120-1132 قانون مدنی).
د- برگشت آثار عقد توسط فسخ باید بوسیله یکطرف عقد باشد و اگر بتوافق طرفین این کار بشود آنرا اقاله نامند نه فسخ واسم دیگر اقاله تفاسخ است( ماده 283 قانون مدنی ).
ه – انحلال عمد یا ایقاع از طریق فسخ بدست یکی از متعاقدین( درعقود) و یا ایقاع کننده است اگر این انحلال قهری و بحکم قانون باشد آنرا انفساخ گویند (ماده954 قانون مدنی ).
فسخ یکی از اسباب سقوط تعهدات است (مانند انفساخ و طلاق و بذل مدت ) بنابراین اسباب سقوط تعهدات منحصر به آنچه که درماده264 قانون مدنی گفته شده نیست. اصطلاح Resiliation در فسخ عقد مستمر (مانند اجاره )بکار رفته( و ازحین فسخ مؤثراست )و همچنین درمعنی اقاله هم بکار میرود ولغت Rescision برای ابطال یک عمل حقوقی بتصمیم دادگاه بکار رفته است. لغت Revocation بمعنی رجوعست( و درجوازهم پاره ای ازمترجمان بکاربرده اند ). لغت Resolution به فسخ بمعنی مذکور درقانون ما نزدیکتر است درحقوق فرانسه این نوع فسخ از
حین عقد مؤثر است یعنی عطف بماسبق میکند و معلول عدم اجراء شروط یا تعهدات است. این حق ممکن است ناشی از شرط ضمن عقد و یا تصمیم دادگاه و یا حکم قانون باشد و با رجوع یعنی Revocation تداخل میکند یعنی در استعمالات بین آنها تباین وجود ندارد.
