قنسول
1402/09/19
9 بازدید
نماینده ٔ یک دولت در شهری از کشور بیگانه که موظف است هم میهنانش را تحت حمایت بگیرد و اطلاعات سیاسی و اقتصادی را به دولت خود برساند. در عهد قاجاریه و اوایل دوره پهلوی این کلمه به صورت قنسول مستعمل بوده و فرهنگستان کنسول را جانشین آن کرد.

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
مشعر
به معنای بیان میباشد / مترادف مشعر: حاکی، دال، گویای،...
اشتهار
در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار...
در اثنای رسیدگی
هنگام؛ زمان؛ حین (رسیدگی).
مشارالیه
کسی که به او اشاره شده؛ اشاره شده به او.
مرجوع الیه
منظور از مرجوع الیه، موضوع یا دعوا یا دادخواستی است...
فرق موانع تعقيب با جهات سقوط دعوا
جهات سقوط دعوا، مانع دائمي از جريان دعواي عمومي هستند...