ولایت
(فقه)-الف- حوزه های تحت تصدی و تسلط یک والی. ( رک. والی)
ب- سمت رسمی وشغل دولتی. چنانکه گویند ولایت قضاء بمعنی شغل قضاء که بقاضی داده شده، و ولایت جنگ یعنی فرماندهی سپاه. (حقوق اداری) ناحیه ای ازخاک کشور ( درتقسیمات کشوری )که ازشهر بزرگتر وازایالت کوچکتر است. و بعبارت دیگر ولایت قسمتی از کشور است که دارای یک شهرحاکم نشین وتوابع باشد خواه تابع پایتخت یا تابع مرکز ایالتی باشد. ( فقه – مدنی ) نمایندگی قهری یا قانونی پاره ای از اشخاص نسبت بکسانیکه بعلت ضعف دماغ یا اعسار امور مدنی آنها کلا یا بعضا بدست آن نماینده اداره میشود مانند پدر وجد و وصی منصوب ازطرف آنان وقیم ومدیر تصفیه یا اداره تصفیه و بستانکاران معسر( ماده 1194-1218 قانون مدنی وماده 418 قا نون تجارت و ماده 36 قانون اعسار 1313 و ماده 239 قا نون جزا ). ولایت بمعنی اخیر را ولایت بمعنی عام نامند که از فحوای ماده 1194 قا نون مدنی دا نسته میشود درمقا بل ولایت پدر و جد ووصی منصوب ازطرف آنان که ولی خاص هستند وولایت آنان ولایت بمعنی خاص است.
