بری الذمه
1402/09/19
15 بازدید
(مدنی – کیفری)
الف – کسیکه ذمه او خالی از تعهد نسبت بتکلیف یا تعهدی بوده یا بشود (ماده 483- 501 آئین دادرسی کیفری)
ب – کسیکه دینی بعهده داشته و بجهتی از جهات از دین خود خلاص شده از تاریخ خلاصی از دین، او را بری الذمه
گویند. درمقابل مشغول الذمه استعمال شده است.

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
مشعر
به معنای بیان میباشد / مترادف مشعر: حاکی، دال، گویای،...
اشتهار
در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار...
در اثنای رسیدگی
هنگام؛ زمان؛ حین (رسیدگی).
مشارالیه
کسی که به او اشاره شده؛ اشاره شده به او.
مرجوع الیه
منظور از مرجوع الیه، موضوع یا دعوا یا دادخواستی است...
فرق موانع تعقيب با جهات سقوط دعوا
جهات سقوط دعوا، مانع دائمي از جريان دعواي عمومي هستند...