کاشف
هرکس یا هرعاملی که خفا و ابهام امر موجودی را بر طرف نموده وآنرا ازحالت خفاء بحالت ظهور در آورد او را کاشف آن چیزگویند. این لغت دراصطلاحات زیر بکار رفته است:
الف- کاشف درباب عقود و ایقاعات به چیزی گویند که قصد انشاء را ظاهر مینماید چنانکه به ایجاب یا قبول، کاشف (یعنی کاشف از قصد انشاء) گویند. ( ماده 191 ق- م ) کاشف درغیر عقود وایقاعات هم وجود دارد ولی فقط کاشف از قصد است( نه قصد انشاء) مانند کاشف از قصد اخبار اقرار کننده (ماده1260-1261 ق – م ).
ب- کاشف در مقابل ناقل در باب عقد فضولی و وصیت تملیکی ونحو آن چنانکه گویند: اجازه مالک درعقد فضولی کاشف است( بنظر بعضی) و ناقل است بنظر بعضی دیگر، یا قبول موصی له در وصیت تملیکی ناقل است (بنظر بعضی) و کاشف است( بنظر بعضی ). در این مورد مراد از کاشف، کشف از انتقال ملک از تاریخ وقوع عقد فضولی ( درعقد فضولی )و از تاریخ فوت موصی ( در وصیت تملیکی )است. و مراد از نا قل، نقل ملک از زمان اجازه (درعقد فضولی ) و از زمان اعلان قبول( دروصیت تملیکی ) است.
ج – اگر بعد از صدور حکم بدوی توقف شرکت تجاری اجرائیه ثبتی که بضرر شرکت قبل ازصدور حکم صادر شده بود بجای اینکه بمدیر تصفیه ابلاغ شود به اقامتگاه شرکت که در متن سند رسمی نوشته شده ابلاغ شود و بعد از ابلاغ اجرائیه مدیر تصفیه بابلاغ مذکور اعتراض کند و موقع رسیدگی مراجع ثبتی باین اعتراض حکم قطعی به رفع توقف صادر شود این حکم کاشف است که درحین ابلاغ اجرائیه شرکت وجود قانونی داشته و ابلاغ اجرائیه باقامتگاه خود شرکت صحیح بوده است لذا اعتراض مذکور مردود است. دراین صورت کشف درمقابل تاسیس بکار می رود نه درمقابل نقل.
