(ادب)قاضی
( فقه )صفات پسندیده و شایسته که باید در قاضی باشد( فتح القدیر) این صفات عبارت است از:
الف- دعوت اصحاب دعوی نپذیرد مگر اینکه دعوت عام باشد یعنی دیگران هم در آن شرکت کرده باشند.
ب- یکی از اصحاب دعوی را بتنهائی مهمان نکند.
ج- با اصحاب دعوی مزاح نکند.
د- بیکی از اصحاب دعوی توجه بیشتر نکند.
ه – بایکی انر اصحاب دعوی نخندد.
و- بهر دوسلام کندیا به هییچ یک ازآنها سلام نکند.
ز- بهر دو بقدرمساوی احترام کند.
ح- ترشروئی که مانع توجه اصحاب دعوی باستدلال و دفاع باشد نکند.
ط – اگر خود دریک دعوی مدعی یا مدعی علیه است شخصا در دعوی دخالت نکند و وکیل بگیرد (روی ان علیآ ع وکل عقیلا فی خصومة ).
ی- دربان برمحل قضاء نگه ندارد.
ک- دانشمندان را به مجلس قضاء فرا خواند تا او را از خطاء باز دارند.
ل- شخصأ در بازار به خرید و فروش نپردازد تا مردم در شغل او طمع نکنند ( ما عدل وال اتجرفی رعیته ابدا. والی که در رعیت خود داد وستد کند عادل نیست).
م- باوجود چیزی که توجه او را از قضاء سلب کند مشغول بکار قضاء نشود. مانند کسالت و ناخوشی و تاثر شدید و سایر اشتغالات ذهنی.
به چنین قاضی بقدرکفایت حقوق میدادند تا توجه او صرفأ بکارقضاء و اجراء عدالت معطوف باشد گویند شریح در زمان عمر ماهی صد درهم می گرفت و درزمان علا( ع) بعلت گران شدن ارزاق و زیاد شدن عائله ماهی پانصد درهم حقوق می گرفت. (مبسوط سرخسی- جلد 16- صفحه 102).
