فقه
درلغت بمعنی دانش و فهم است و فقیه بمعنی دانشمند است. اصطلاحأ درهر یک ازمعانی زیربکاررفته است:
الف- علوم اسلامی از اخلاق- کلام- قوانین- رجال ودرایه – اصول فقه. فقه باین معنی در عبارت (( تفقه در دین )) استعمال شده است تفقه در دین یعنی مطلع شدن به مسائل دینی.
ب- مسائل اعتقادی (ازتوحید ونبوت ومعاد ومانند اینها) که سابقأ فقه اکبر نامیده می شد و فعلأ علم کلام و اعتقادات نامیده میشود.
ج- علم به قوانین اسلامی (شامل مقررات عبادت- عقود وایقاعات- دادرسی- جزا – اموراداری- جهاد و امر بمعروف و نهی ازمنکر) که سابقأ فقه اصغر نامیده میشد وفعلا بطورمطلق ((فقه )) نامیده میشود. فقه باین معنی دارای خصوصیات زیر است: اولا- دربخش عقود وایقاعات علی الاصول عرف و عادات موجود تایید شده است و نص قانونی دراین قسمت کمتر ازسایر قسمت ها است و بالتبع میدان اعمال نظر بسیار وسیع است. بهمین جهت گفته اند: احکام معلاملات غالبأ امضائی است و اعمال تعبد در معاملات بعید است. ( رک. تعبد)
ثانیا- درابتداء امر مسائل فقه با کلام آمیخته بود( کتاب عدة الاصول شینخ طوسی ازاین حیث قابل مطالعه است )ولی در عین حال از پیرایه مباحث الفاظ عاری بود بعدها از کلام جدا شد ولی مباحث الفاظ درآن جای قابل ملاحظه گشود. چنانکه مباحث معروف به ((اصول عملیه )) Fictions که درحدود ده قرن اهمیتی درفقه نداشت اخیرا وسعت یافت و مانند مباحث الفاظ از خلوص آن کاست ازاین روآن قسمت از متون فقه که چندان تحت سلطه مباحث الفاظ و اصول عملیه قرار ندارند بیشترمورد توجه بوده و هستند مانند تذکره علامه که گرانبها ترین متن فقهی است.
ثالثأ- قلت نصوص( درعقود و ایقاعات ) و وسعت قلمرو اسلام وتمادی قرون فقهاء اسلام را موفق بکشف عمده فنون وابزار استنباط علم حقوق کرد که تسلط کامل بر این ابزار بمقدار فراوانی راه را برای اجراء اصول عدالت در قضایای روز مره می گشاید (این ابزارها درکتاب مقدمه عمومی علم حقوق- ص 58 ببعد- گرد آورده شده است).
انکارنباید کرد که فقهاء مسلمان ایرانی میراث عظیمی از فرهنگ ایران را پدید آورده اند (که بمراتب مهمتر از ادبیات ما است) نهایت اینکه چون علم حقوق ازعلوم دشوار است اندیشه ها در این زمینه هنوز خود را نیازموده اند.
