عقد
( مدنی )تعهد یکطرف برقبول امری که مورد قبول طرف دیگر باشد( ماده 183 قانون مدنی). انتقاد- این تعریف فقط شامل عقود عهدی است نه عقود تملیکی مضافأ براینکه این تعریف شامل عقودی که نتیجه آن انتفاء امر موجودی است نمیشود وحال اینکه فقهاء درباب صلح ازیکنوع صلحی بحث کرده اند که نتیجه آن انتفاء امرموجودی است. علاوه بر این شامل عقودی که طرفین دارای تعهد میشوند نیست. ( فقه )مشهور فقهاء ایجاب وقبول لفظی را مصداق عقد میدانند واگر لفظ در بین نباشد می گویند تراضی حاصل است نه عقد، و آن آثار را که برعقد مرتب می کنند بر تراضی مترتب نمیکنند. این نظر با اینکه مشهوراست دلیل قاطع ندارد وطرفداران قول غیر مشهورهم کم نیستند واز نظرآنها لفظ اساسا ضرورت ندارد. قرارداد اصطلاح تازه ای است که مترادف با عقد بکار رفته است. ملاک تشخیص عقد این است که بدون توافق دوطرف نتوان اثری بوجود آورد که مورد قبول قانون یا عرف وعادت ویا عقل واخلاق حسنه بوده باشد روی این اصل وصیت تملیکی ایقاع است زیرا برضای یکطرف( موصی ) دیگری را مالک چیزی کردن برخلاف عقل واخلاق حسنه نیست وقانون هم منع نکرده است وروی همین اصل اسقاط حق ازخود Desistement ایقاع است نه عقد. براین اساس بین عقد وایقاع، ماهیت جدیدی که شبه عقد یاماهیت مخصوص باشد وجود ندارد.
