عامل
(فقه- مدنی )دراصطلاح حقوق اداری اسلام مستخدم دولت را گویند وجمع آن عمال است مثلا عامل زکات یعنی مامور وصول زکات. (مدنی- فقه )درمعانی ذیل بکارمی رود: الف- عامل مزارعه که زارع است( ماده 519 ق- م )
ب- عامل مساقات (ماده 543 ق- م ) ج- عامل مضاربه که سود اگر است واسم دیگر آن مضارب است.( ماده 546 ق – م)
د- عامل جعاله که طرف جاعل است (ماده 562 ق- م )
ه – بصورت جمع (عوامل) در باب مزارعه بکار می رود. (رک. عوامل) (تجارت – مدنی) عامل به کسی گفته میشود که از طرف دیگری و بنام او و برای او کاریا کارهائی را انجام میدهد خواه وکیل باشد خواه نماینده قانونی( مانند ولی قهری و وصی وقیم) این مفهوم ترجمه اصطلاح فرنگی mandataire است که درمقابل prepose بکار می رود ومعنی آن، عامل تابع است یعنی کسیکه کار معینی را و یا وظیفه معینی را تحت نظر دیگری انجام میدهد مانند کارمند دولت و یا کارگر که تحت نظرکارفرما کار می کند.
