طریقیت
( فقه) طریق وسیله رسیدن به مقصد است پس اگرکسی از بیراهه به مقصد برسد اشکالی نیست و مکلف نیست که حتمآ از طریق معین به مقصد برسد. در اصطلاح این کلمه را درموردی بکار میبرند که یک عمل حقوقی مطابق غرض وهدف مقنن صورت گرفته است ولی با قسمتی ازظواهر قانون معینی سازگار نیست در اینصورت می گویند قانون طریقیت دارد و بآن مخالفت ظاهری نباید ترتیب اثر داد و آن عمل حقوقی صحیح است و از این معنی به اصل طریقیت هم تعبیر شده است مثلا در مورد ماده 16 قانون ثبت اگر دادخواست اعتراض مستقیما بدادگاه داده شود دادگاه نمیتواند دادخواست را رد نماید. ولو اینکه این عمل ظاهرا برخلاف ماده 16 قانون ثبت است لکن منظور مقنن تامین شده است. درمقابل اصطلاح بالا ((موضوعیت)) بکار میرود باین معنی که هریک ازخصوصیات قانون معین که از نظر هدف مقنن آن قانون، قابل غمض عین نباشد آن خصوصیت قانونی دارای صفتی است که ازآن صفت تعبیر به موضوعیت میشود مثلا اگر دادرس رسیدگی بدعوی را در تعطیلات انجام دهد آن رسیدگی بی اثر است زیرا رسیدگی در اوقات غیر تعطیل و ساعات اداری، موضوعیت دارد و قابل اغماض نیست.
