صلح
( مدنی- فقه )عقدی است که درآن طرفین توافق برامری از امورکنند بدون اینکه توافق آنها معنون بعنوان یکی ازعناوین معروف عقود (از قبیل بیع و اجاره ورهن و غیره) باشد. با وجود عقد صلح وماده 752- 754 ق – م عاریت کردن مدلول ماده دهم قانون مدنی ازحقوق خارجی زائد است. درحقوق فرانسه بدلائل ذیل حاجت بمدلول ماده 10 قانون مدنی( که ازمواد 6- 1134 قانون مدنی فرانسه گرفته شده است )بوده است :
الف – صلح درحقوق فرانسه فقط عقد معوض است. در حقوق ایران اعم است ازمعوض و غیرمعوض.
ب- صلح در فرانسه یک عقد محقق است که غبن درآن مضر بحال عقد است برخلاف عقد احتمالی Aleatoire که غبن درآن مضر نیست در صلح ایران غبن گاهی موجب خیار است وگاهی کوچکترین لطمه بعقد صلح نمی زند.
ج- صلح فرانسه عقد غیر قابل تبعض است یعنی اگر عقد نسبت به قسمتی از موضوع صلح باطل گردد بباقی سرایت می کند وصلح را بکلی باطل میگرداند و حال اینکه در صلح ایران بطلان عقد نسبت بقسمتی از مورد صلح، سرایت بباقی نمی کند و فقط موجب خیار تبعض صفقه می شود( ماده 456 ق- م )
د- صلح فرانسه اثر اعلامی دارد وایجاد حق نمی کند و حال اینکه صلح ایران، ایجاد حق می کند.
ه – صلح فرانسه فقط برای قطع نزاع است و حال اینکه صلح ایران علاوه بر قطع نزاع برای انجام مقاصد دیگر هم بکار می رود. باوجود ماده 754 ق- م حاجتی به عاریت گرفتن مواد 292- 293 ق- م راجع به تبدیل تعهد نبود. باوجود ماده 754 ق- م حاجتی بذکر ماده 464 ق- م هم نیست واینکه معاوضه یک عقد مستقل باشد بین فقهاء اختلاف است. چون عقد صلح هم برای ایجاد تعهد وهم برای تغییر تعهد و هم برای انتفاء تعهد بکار می رود مفهوم Convetion را بخوبی در خود جمع نموده است وضمنا نقص تعریف عقد را درماده 183 ق – م ظاهر میسازد.
( بین الملل عمومی ) صلح paix حالتی است که درآن جنگ حکمفرما نباشد. و گاهی از این کلمه قرارداد صلح را اراده می کنند. ( رک. پیمان صلح )
