شرط
( مدنی ) الف- امری است محتمل الوقوع درآینده که طرفین عقد یا ایقاع کننده، حدوث اثر حقوقی عقد یا ایقاع را( کلا یا بعضأ) متوقف برحدوث آن امر محتمل- الوقوع نماید (ماده 222 ببعد ق- م)
ب- وصفی که یکی ازطرفین عقد، وجود آنرا در مورد معامله تعهد کرده باشد بدون اینکه آن وصف، محتمل – الوقوع درآینده باشد (ماده 235 ق – م) این شرط را شرط صفت گویند. ( فقه) در فقه بمعنی مطلق تعهد( اعم ازضمن عقد یا بطور مستقل و جدای از عقد ) است بهمین جهت، شرط را بدوقسم تقسیم می کنند: شرط ضمن عقد و شرط ابتدائی
( رک. شرط ابتدائی ) درحقوق فرانسه condition امری است حادث و مستقبل ومحتمل الوقوع که زوال یا حدوث حقی بر تحقق آن موقوف گردد ولی clause شرطی است که دریک عمل حقوقی گنجانده میشود بمنظور تکمیل یا تغییرآثار حقوقی معمولی آن. لذا شرط درقانون مدنی ما اعم از هر دو معنی بالا است. ( اصول فقه) در اصطلاحات اصول فقه هرامری است که وجود آن برای تحقق امر دیگری لازم باشد و در تعریف آن گویند: (الشرط مایلزم من عدمه العدم و لایلزم من وجوده الوجود )یعنی شرط عبارت است از چیزی که اگر نباشد مشروط بوجود نمی آید ولی اگر شرط بوجود آید بتنهائی برای ایجاد مشروط کافی نیست.
