سیاست
1402/09/19
7 بازدید
الف – اصول اداره کشور درشئون مختلف آن. در همین معنی گفته میشود سیاست جزائی فلان کشور، یعنی اصول کلی
مربوط بقوانین جزائی کشور، وبهمین معنی میگویند سیاست اقتصادی وغیره.
ب- بمعنی کیفر. این استعمال قدیمی است چنانکه دراصل دوازدهم قانون اساسی هم بکاررفته است (ماده 24 قانون تشکیل ایالات و ولایات 1325 قمری)
ج- مسائل راجع باصول اداره وقوانین اساسی مملکت وپلیتیک دولت (ماده 103 قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی)

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
مشعر
به معنای بیان میباشد / مترادف مشعر: حاکی، دال، گویای،...
اشتهار
در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار...
در اثنای رسیدگی
هنگام؛ زمان؛ حین (رسیدگی).
مشارالیه
کسی که به او اشاره شده؛ اشاره شده به او.
مرجوع الیه
منظور از مرجوع الیه، موضوع یا دعوا یا دادخواستی است...
فرق موانع تعقيب با جهات سقوط دعوا
جهات سقوط دعوا، مانع دائمي از جريان دعواي عمومي هستند...