سفیر
1402/09/19
9 بازدید
الف – مقدم نمایندگان سیاسی یک دولت نزد دولت دیگر را سفیرگویند و ذکر (کبیر) بدنبال (سفیر) از ترجمه های نادرست و متداول است زیرا در مفهوم اصطلاح سفیر بالاترین درجه نمایندگی سیاسی خود بخود ملحوظ است بهمین جهت در اصطلاح خارجی لغتی که بمعنی کبیر باشد در دنبال سفیر نمی آورند و هر سفیری کبیر است زیرا سفیرصغیر وجود ندارد.
ب – مطلق نمایندگان سیاسی اعم ازسفیر کبیر و وزیر مختار و وزیر مقیم وکاردار سفارت را گویند. نمایندگی ازشخص رئیس دولت از مختصات سفیرکبیر است وسایر نمایندگان سیاسی فقط نماینده دولت متبوع خود هستند.

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
مشعر
به معنای بیان میباشد / مترادف مشعر: حاکی، دال، گویای،...
اشتهار
در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار...
در اثنای رسیدگی
هنگام؛ زمان؛ حین (رسیدگی).
مشارالیه
کسی که به او اشاره شده؛ اشاره شده به او.
مرجوع الیه
منظور از مرجوع الیه، موضوع یا دعوا یا دادخواستی است...
فرق موانع تعقيب با جهات سقوط دعوا
جهات سقوط دعوا، مانع دائمي از جريان دعواي عمومي هستند...