سبب
( فقه – مدنی )الف- خویشاوندی است بین دو نفرکه براثر رابطه زناشوئی بوجود می آید. زناشوئی موجب ارث، نکاح دائم است (ماده 940 قانون مدنی ) در فقه، ولاء هم مصداقی ازمصادیق سبب است. (رک. ولاء)
ب- درعلم اصول فقه، سبب عبارت است از چیزی که هرگاه مانعی به آن اصابت نکند باعث وجود چیزی شود چنانکه آتش سبب سوختن است گاهی موضوعات مقررات را نسبت بخود آن مقررات، سبب می نامند. درتعریف سبب قاعده و ضابطه مورد اتفاق وجود ندارد شهید درقواعد فقه خود گفته: ((السبب کل وصف ظاهر منضبط دل الدلیل علی کونه معرفأ لاثبات حکم شرعی بحیث یلزم من وجوده الوجود ومن عدمه العدم)) سپس میگوید در پاره ای ازاسباب مناسبت بین سبب و نتیجه آن پیدا است و آنرا علت نامیده اند مانند زنا که علت حد است. ج- هرگاه دو یا چند نفر موجب ورود خسارتی به دیگری شوند آنکه بین عمل او و خسارت حاصله واسطه ای نیست او را مباشرگویند و دیگری (یا دیگران) که بین او و خسارت حاصله، عمل مباشر واسطه شده است سبب نامیده میشود. گاهی عرفأ یا سبب باید مسئول جبران خسارت باشد یا مباشرودراینصورت آنکه اقوی است او مسئول است و معنی اقوی بودن این است که درعرف، ایراد خسارت بکسی نسبت داده میشود همانکس که ایراد خسارت، منتسب به او است اقوی است خواه سبب باشد یا مباشر( ماده 332 ق- م )این اصطلاح بقانون مدنی هم راه یافته است.
