داروغه
1402/09/19
11 بازدید
در لغت مغولی بمعنی صدر و رئیس است مانند داروغه فراشخانه وداروغه محاسبات و درمعانی ذیل بکار رفته است:
الف – بمعنی حاکم (حکمران)
ب – حاکم پایتخت
ج – میرعسس یا رئیس گشتی ها (پاسبانان شهر) (شبروان را آشنائی ها است با میرعسس)
د – درعصر صفویه عضو رسمی که زیرنظر دیوان بیگی کار میکرد و شاید بنحوی سمت قضائی داشت و گویا نظیر ضابطین دادگستری بود.
ه – منشیان بزرگ ادارات که سمت ریاست منشیان را داشتند.

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
مشعر
به معنای بیان میباشد / مترادف مشعر: حاکی، دال، گویای،...
اشتهار
در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار...
در اثنای رسیدگی
هنگام؛ زمان؛ حین (رسیدگی).
مشارالیه
کسی که به او اشاره شده؛ اشاره شده به او.
مرجوع الیه
منظور از مرجوع الیه، موضوع یا دعوا یا دادخواستی است...
فرق موانع تعقيب با جهات سقوط دعوا
جهات سقوط دعوا، مانع دائمي از جريان دعواي عمومي هستند...