جواز
1402/09/19
7 بازدید
(مدنی- فقه) الف – صفت مشترک عقود و ایقاعاتی که بصرف قصد یکطرف قابل فسخ است مانند ودیعه و وصیت تملیکی قبل از فوت موصی که از طرف موصی و موصی له جائز است. این اصطلاح در مقابل لزوم و ((قابل رجوع)) استعمال میشود. (رک. رجوع)
ب- مرادف پروانه است (رک. پروانه) ماده 11قانون انحصار تجارت خارجی 1311- 1320

مطالب زیر را حتما مطالعه کنید
مشعر
به معنای بیان میباشد / مترادف مشعر: حاکی، دال، گویای،...
اشتهار
در فارسی به معانی شهرت و ناموری و معروفیت بکار...
در اثنای رسیدگی
هنگام؛ زمان؛ حین (رسیدگی).
مشارالیه
کسی که به او اشاره شده؛ اشاره شده به او.
مرجوع الیه
منظور از مرجوع الیه، موضوع یا دعوا یا دادخواستی است...
فرق موانع تعقيب با جهات سقوط دعوا
جهات سقوط دعوا، مانع دائمي از جريان دعواي عمومي هستند...