در رهن (771-794)
420
نظريه شماره 4713/ 7 مورخ 17/ 5/ 1380:
با توجه به ماده 698 قانون مدنى، چنانچه ضمان به طور صحيح واقع شده باشد ذمه مضمون عنه برى و ذمه ضامن به مضمونله مشغول مىشود و لذا فوت مضمونعنه تأثيرى در اشتغال ذمه ضامن نسبت به پرداخت دين ندارد.
نظريه شماره 1097/ 7 مورخ 18/ 10/ 1344:
پس از وقوع عقد ضمان به نحو صحت، ذمه مديون به صراحت ماده 698 قانون مدنى برى مىگردد و ذمه ضامن در مقابل محكوم له مشغول مىشود و عدول ضامن از ضمانت موردى ندارد و در صورت امتناع ضامن از تأديه دين توقيف اموال ضامن بلا اشكال است.
421
نظريه شماره 6319/ 7 مورخ 21/ 7/ 1381 اداره كل حقوقى و تدوين قوانين قوه قضائيه:
با توجه به مواد 780 و 793 قانون مدنى و رأى وحدت رويه شماره 620 مورخ 20/ 8/ 1376 هيأت عمومى ديوان عالى كشور چون عقد رهن براى مرتهن نسبت به مال مرهون حق عينى و حق تقدم ايجاد مىكند كه مىتواند از محل فروش مال مرهون طلب خود را استيفاء نمايد هر اقدامى كه منافى حق مرتهن باشد بدون رعايت مقررات مذكور جائز نيست.
422
نظريه شماره 3239/ 7 مورخ 26/ 5/ 1373 اداره كل حقوقى و تدوين قوانين قوه قضائيه:
الفبا توجه به ماده 787 قانون مدنى، مرتهن هر وقت كه بخواهد مىتواند رهن را فك كند و همچنين اگر راهن به نحوى از انحاء برىء الذمه شود رهن فك مىگردد.
بهيچيك از مقررات و قوانين موضوعه و يا احكام شرع مقدس اسلام منع نكرده است كه دين موجل و تقسيط شده دفعة و قبل از اجل پرداخت شود. لذا اگر طلب بانك (مرتهن) ولو به وسيله غير مديون (راهن) قبل از موعد و دفعة تأديه شود، مديون برائت حاصل مىكند و رهن فك مىشود و بانك هم در هر صورت و لو اينكه دين خود را وصول نكرده باشد مىتواند آن را فك نمايد و در اين صورت ساير طلبكاران مىتوانند وثيقه (عين مرهونه) آزاد شده را طبق مقررات براى استيفاء طلب خود بازداشت نمايند و ماده 34 مكرر قانون ثبت در خصوص رعايت حق بستانكار تا آخر مدت منافى با نظر ابرازى نيست.
423
نظريه شماره 6469/ 7 مورخ 23/ 9/ 1381 اداره كل حقوقى و تدوين قوانين قوه قضائيه:
ماده 231 از قانون امور حسبى كه ديون مؤجل متوفى را بعد از فوت حال دانسته است در غير از مورد رهن است زيرا طبق ماده 788 قانون مدنى، به موت راهن يا مرتهن رهن نسخ نمىشود. در مورد بند «5» ماده 196 آيين نامه اجرائى مفاد اسناد رسمى مصوب 1355 با اصلاحات بعدى نيز چنانچه موعد سند منقضى نشده باشد پس از بازداشت عمليات بعدى متوقف مىشود و بعد از انقضاء مدت رهن، اقدامات بعدى براى استيفاء حقوق طلبكار شروع مىگردد.
424
نظريه شماره 11045/ 7 مورخ 3/ 11/ 1379:
ملكى كه در رهن ديگرى است قابل نقل وانتقال نيست مگر با حفظ حقوق مرتهن و با موافقت او.
نظريه شماره 3364/ 7 مورخ 21/ 4/ 1380:
با توجه به ماده 793 قانون مدنى و رأى وحدت رويه شماره 620 مورخ 20/ 8/ 1376 هيأت عمومى ديوان عالى كشور، راهن نمىتواند در رهن تصرفى نمايد كه منافى حق مرتهن باشد مگر به اذن مرتهن، بنابراين با فرض اينكه فروش عين مرهونه با حفظ حقوق مرتهن انجام شده باشد چون الزام فروشنده به تنظيم سند رسمى مستلزم فك رهن يا جلب موافقت بانك مىباشد، خواهان مىتواند خواستههاى خود مبنى بر فك رهن و الزام فروشنده به تنظيم سند رسمى را به لحاظ ارتباط كامل، در يك دادخواست مطرح نمايد اما هزينه دادرسى به هر دو خواسته را جداگانه بايد محاسبه و پرداخت نمايد.
نظريه بدون شماره مورخ 4/ 11/ 1365 (كميسيون مشورتى قوانين جزائى در پرونده كلاسه 1298/ 105/ 65):
در صورتى كه دادگاه حكم بر انتقال عينى صادر نمايد و در حين اجراء معلوم شود كه محكوم به در رهن مىباشد ادامه عمليات اجرائى با حفظ حقوق مرتهن يعنى با باقى بودن محكوم به در رهن (پس از انتقال) بلا اشكال است و موضوع فاقد جنبه جزائى است.
نظريه شماره 6319/ 7 مورخ 21/ 7/ 1381:
با توجه به مواد 780 و 793 قانون مدنى و رأى وحدت رويه شماره 620 مورخ 20/ 8/ 1376 هيأت عمومى ديوان عالى كشور چون عقد رهن براى مرتهن نسبت به مال مرهون حق عينى و حق تقدم ايجاد مىكند كه مىتواند از محل فروش مال مرهون طلب خود را استيفاء نمايد هر اقدامى كه منافى حق مرتهن باشد بدون رعايت مقررات مذكور جائز نيست.
نظريه شماره 3918/ 7 مورخ 30/ 4/ 1380:
چنانچه خريدار خانه (در رهن بانك) به بانك مراجعه و تمام دين راهن را دفعة واحده پرداخت كرده و بانك هم قبول كرده، دين راهن ساقط مىشود و به همين جهت معامله فاقد منع قانونى بوده و از شمول رأى شماره 620 مورخ 20/ 8/ 1376 هيأت عمومى ديوان عالى كشور و ماده 793 قانون مدنى خارج است.
نظريه شماره 6656/ 7 مورخ 30/ 7/ 1379:
معاملاتى كه وامگيرنده (راهن) با رعايت حقوق مرتهن و مقررات ماده 793 قانون مدنى انجام دهد بلا مانع است بنابراين چنانچه وامگيرنده در شرائط ضمنى معامله، تعهد به تنظيم سند رسمى انتقال ملك پس از فك رهن كرده باشد، نظر به اينكه طبق ماده 267 قانون مدنى ايفاء دين از جانب غير مديون نيز جائز است، طرف معامله مىتواند پس از پرداخت دين، خواستار فك رهن و تنظيم سند رسمى انتقال ملك شود و در صورت امتناع متعهد، به طرفيت وى اقامه دعوى كند.
